۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه
۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه
۱۳۸۹ اسفند ۳, سهشنبه
صفحه راهپیمایی سراسری از تاریخ 12 اسفند تا 22 اسفند در فیسبوک ساخته شد
لینک صفحه فیسبوک

۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه
نکاتی مهم پیرامون چگونگی برخورد با فردی که مورد اصابت گلوله واقع شده است! (خودآموز تصویری)
۱- اگر در دستهای چند نفره به خیابان میروید یا احساس میکنید که توان روحی مدیریت چنین موقعیتی را دارید، حداقل یک ماسک پارچهای همراه داشته باشد.
۲- به محض برخورد با فرد گلوله خورده، یک نفر باید مدیریت صحنه را به عهده بگیرد. ضمن حفظ خونسردی به عنوان اصلی مهم، چند قدمی دور شوید، ماسک پارچهای خود را به صورت بزنید، نگاهی به اطراف انداخته و سعی کنید موقعیت اولین مامور امنیتی با سلاح آشکار یا ضارب را شناسایی کنید و برآوردی از آن که آیا احتمال تیراندازی مجدد وجود دارد به دست آورید. به علت شجاعت و جسارت فراوان(!) ماموران امنیتی اغلب بعد از شلیک گلوله به سرعت از محل دور میشوند و معمولا تا حداقل پنج دقیقه بعد و بدون نیروی کمکی به محل جنایت باز نمیگردند.
۳- اگر تا فاصله ۳۰ قدمی خود فرد مسلحی را مشاهده نکردید که وضعیت تهدید آمیزی دارد، به محل برگردید و بالای سر مجروح در کنارش به زمین بنشینید. فرد آسیبدیده را بخوابانید و سعی کنید تا جایی که ممکن است، بدن وی را گرم نگه دارید تا به حفظ دمای بدن وی کمک شود.
۴- از کسانی که مشغول فیلمبرداری هستند، تقاضا کنید که دوربین هایشان را برای مدت کوتاهی بصورت موازی با زمین و به سمت پاهای خود نگهدارند یا به لباسشان بچسبانند و همگی پنج قدم بزرگ شمرده و به عقب بروند.
۵- دو یا سه نفر از کسانی که در جمعیت به نظر فعالتر میآیند را مامور کنید که با مراقبت از اطراف مراقب آدمکش بسیار شجاع ما باشند که کسی غافلگیر نشود و هر یک دقیقه وضعیت را اعلام کنند.
مراحل 6 و 7 و 8 و 9 را به همراهانتان محول کنید و خودتان به انجام موارد 10 به بعد بپردازید:
۶- از کسانی مشغول تهیه فیلم هستند بخواهید، حداکثر 5 نفر به فیلمبرداری ادامه دهند به شرط آنکه نیم خیز بوده و از چهره کسی به جز مضروب فیلم نگیرند.
۷- از افرادی که در اطراف شما هستند بخواهید به جای تماشا، هر کس موقعیت نزدیکترین بیمارستان را میداند جلو آمده و آن را اعلام کند.
۸- از مابقی افراد بخواهید، جلوی اولین ماشین عبوری را گرفته و سعی کنند که راننده آن را برای حمل مجروح مجاب کند یا با نگاهی به اطراف اگر آمبولانسی دیده میشود به سمت آن رفته و آن را به محل بیاورند.
۹- از افراد داخل جمعیت بخواهید که اگر کسی مجروح را میشناسد، قدم پیش گذاشته و آماده باشد تا با او به بیمارستان برود. به او یادآوری کنید که با رسیدن مجروح به بیمارستان میتواند اورژانس را ترک کرده و خطری او را تهدید نمیکند.
۱۰- در خونریزیهای دست و پا از زانو به پایین: از شریان بند استفاده کنید. چند رشته بند کفش یا سیم یا نخ کلفتی را به هم بتابانید تا نخ مستحکمی درست شود که قطری حداقل نصف و حداکثر برابر یک خودکار بیک داشته باشد. در صورت نبود هیچ از اینها آستین مجروح را پاره کرده و از آن یک طناب بسازید. بالاتر از زخم، بند را پیچانده و یک گره بزنید و با تمام قوا از دو طرف بکشید. گره دوم را روی اولی بزنید و آن را کور کنید. یک تکه چوب محکم یا هر شیء میله مانند را زیر این دو گره قرار داده (همانند شکل) و مثل فلکه آب در یک جهت آن قدر بپیچید که خون بند بیاید یا به سطح نشت تقلیل بیابد. در صورت نبود شی میله مانند محکمی در اطرفتان ابتکار عمل به خرج دهید. مثلا در هر مغازهای یک زمین شور با دسته چوپی پیدا میشود که با شکستن آن بتوان اهرم لازم را فراهم کرد. فراموش نکنید که بدون استفاده از اهرم معمولا شانس بند آوردن خونریزی کم است.
نکته بسیار مهم:
باید زمان بستن شریان بند را روی پا یا دست بیمار نوشت، و هر 15 دقیقه آن را باز کرد تا خون به نواحی دیگر بدن برسد و اعضای پایین شریان بند نمیرند.هر 15 دقیقه که باز می شود، زمان را می نویسند تا دفعه بعد، یا هر کسی که دید، این کار را تکرار می کند تا مجروح قانقاریا نگیرد.
۱۲- در خونریزیهای نواحی دیگر بدن پارچهای را در محل زخم قرار داده و محکم روی محل فشار دهید. در صورت آغشتگی شدید پارچه با خون آن را تعویض نمایید.

۱۶- در صورتی که مجروح هشیار است، از او بپرسید که آیا میخواهد هویتش مشخص شود یا خیر و در صورت پاسخ مثبت میتوانید نام و محله او را بپرسید و به همراه موقعیت فعلی (مثلا تقاطع رودکی) و بیمارستانی که احتمال حمل مجروح به آنجا میرود با صدای بلند در فیلمها تکرار کنید تا به عنوان سند ضبط شود. این بخش فیلم را عمومی نکنید، چون این میتواند باعث ایجاد دردسر برای مجروح و شناسایی او توسط دستگاههای امنیتی شود، اما برای ثبت به عنوان «شاهد» نگهداری کنید. ثبت اطلاعات اولیه از مجروحان ممکن است به خانوادههایی که فرزندشان گم شده و از طریق رسانهها به دنبال فرزندانشان میگردند کمک کند.
۱۷- با شروع حمل مجروح به سرعت منطقه را ترک کرده و به خانه بازگردید. وظیفه شما در آن روز از تظاهرات به نحو احسن انجام شده و امنیت خودتان مهمتر از هر چیز است. در حین بازگشت اگر لباسهایتان خون آلود است، سعی کنید تا حد امکان آن ها را پنهان کنید (مثلا با خرید یک روزنامه و گرفتن آن در نواحی خون آلود) و در طول مسیر از گفتگو با مردم یا عابران درباره مشاهدات خود از صحنه خاص مجروح شدن خودداری کنید و از امنترین مسیر به سرعت به خانه بازگردید. فراموش نکنید که شما اکنون شاهد یک جنایت بودهاید و نباید به سادگی تا زمان تشکیل دادگاه خود را به خطر بیاندازید.
نحوه ی نجات مصدومین تیر خورده
2- به مجروح آب و مایعات ندهید. آشامیدن مایعات باعث افزایش خونریزی می شود.
3- به هیچ وجه سعی در خارج کردن گلوله نکنید
4- دستکاری محل زخم خونریزی را شدید و باعث عفونت می شود. تا فراهم شدن یک پارجه یا باند برای بستن زخم با فشار مستقیم روی محل ضایعه می توانید از خونریزی جلوگیری کنید.
5- با یک باند یا پارچه تمیز روی زخم را ببندید (خیلی سفت نبندید که جلوی رسیدن خون به انتهای اندام را گرفته و انتهای اندام کبود شود). اگر خونریزی با بانداژ اولیه بند نیامد، روی همان بانداژ اقدام به بستن یک بانداژ دیگر کنید.
5- تا جای ممکن از تماس خاک با محل زخم پرهیز کنید.
6- مصدوم را در محلی گرم و دور از نور مستقیم خورشید نگه دارید.
7- در صورت سرگیجه و یا گیجی شخص مصدوم، سر مصدوم را پایین تر از بدن قرار دهید تا به مغز خون کافی برسد.
تیر خوردن دست و پا
· خونرسانی به محل اصابت گلوله را تا حد ممکن مسدود نمایید، اما تا حدی که خون رسانی به طور کامل قطع نشود.
· اگر جراحت خیلی شدید است هر یک ساعت ، حدود 5-10 دقیقه مسیر خونرسانی را باز کنید، سپس مجددا ببندید.
جسم خارجی فرو رفته در بدن مثل چاقو
هیچ گاه اقدام به خارج کردن شئی نکنید چون باعث خونریزی و مرگ بیمار می شود.با پانسمان چاقو را در بدن ثابت کرده فرد را سریعا به بیمارستان برسانید.
تیر خوردن به ستون فقرات (کمر و گردن)
عضو مصدوم را توسط کیسه شن (یا هر چیزی شبیه آن) ثابت نگه دارید که باعث صدمات نخاعی نشود. برای بستن کیسه شن دور عضو مصدوم از کمربند، طناب یا پارچه می توانید استفاده کنید. در حمل مصدوم نهایت دقت را نمایید که کمترین حرکت به بدن او داده شود.
تیر خوردن به قفسه سینه
در صورت اصابت گلوله به سینه ، ریه هوا کشیده ، خون وارد ریه شده و باعث خفگی شده و مصدوم در عرض 1 تا 2 دقیقه جان می بازد (Sucking wound).
1- لباس را از روی زخم کنار بزنید. اگر لباس به داخل زخم فرو رفته نمی خواهد آن را از زخم بیرون بکشید.
2- با دست روی محل ضایعه فشار وارد کنید (می توانید دست مصدوم را روی زخم بگذارید) .
3- یک پارچه یا گاز یا باند را کاملا به وازلین، کرم یا روغن آغشته کرده و روی زخم فشار دهید تا جایی که هوا نکشد. می توان از یک تکه نایلون یا فویل تمیز هم استفاده کرد ( این تکه باند یا نایلون باید حداقل 4-5 سانتی متر از طرفین زخم بزرگتر باشد).
4- برای محکم کردن این پانسمان میتوانید ازهر نوع چسب نواری استفاده کنید. سه طرف پانسمان را به خوبی روی بدن بیمار با چسب فیکس کنید و یک طرف زا آزاد بگذارید. اگر چسب در اختیار ندارید بعد از گذاشتن باند آغشته به وازلین روی محل را با باندپیچ کنید.
- اگر گلوله از یک طرف وارد و از طرف دیگر بدن خارج شده باید آن طرف را هم کاملا بپوشانید.
5- سپس مصدوم را به بغل و سمتی که تیر خورده بخوابانید و یا حمل کنید.
صدمات داخلی در اثر ضربه
مثلا ضربه باتوم یا چماق
صدمات داخلی در اثر ضربه ممکن است منجر به خونریزی داخلی در اثر پارگی اندامهای داخلی بدن مثل کبد و طحال شود. صدمات داخلی به علت عدم وجود خونریزی واضح دیر تشخیص و درمان شده باعث مرگ و میر فراوان می شود. در این مواقع علائمی مثل:
· درد شدید بخصوص در لمس محل ضایعه،
· سفت و سخت شدن عضلات شکم،
· بالا آوردن خون، سرفه خونی و در موارد شدید با علائم کاهش شدید فشار خون مثل سرگیجه تاری دید و شوک تظاهر می کند.
در این مواقع بیمار را خوابانده در صورت امکان پاها را بالا بگیرید. هیچ آب و یا غذا به بیمار ندهید. بیمار را گرم نگه داشته و سریعا به بیمارستان برسانید.
ضربه به سر و صورت
در صورت وجود علائم زیر احتمال ضربه مغزی بالاست و مصدوم را به بیمارستان برسانید:
· خونیزی از هر محلی از سر و صورت، بینی، گوش
· سردرد، سرگیجه تهوع و استفراغ
· کبودی دور چشم و کبودی پشت گوش
در صورت مواجهه با ضربه حاد به سروصورت اولین اقدام اطمینان از این است که مصدوم می تواند نفس بکشد. اگر جسم خارجی (آدامس؛ دندان مصنوعی و ...) در دهان بیمار هست خارج شود. سپس جلوگیری از خونریزی در قدم بعدی و جلوگیری از ورود خون به راه هوایی و انسداد آن مد نظر قرار گیرد.
منبع: http://happya60.blogspot.com/2011/02/blog-post_5864.html
۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه
۱۹۸ روش برای تغییر حکومتهای دیکتاتوری
دانلود کتاب :توضیحات کتاب از دیکتاتوری به دموکراسی:
انقلاب بدون خونریزی یا آن چه که مسئولان نظام اسلامی مرتب با عنوان انقلاب مخملین از آن یاد میکنند، بعد از تحولات مصر و تونس بیش از پیش مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. نیویورک تایمز با اشاره به کتاب ۹۳ صفحهای جین شارپ، واقعیتی که کمتر به آن توجه میشود را عیان کرده است.
جین شارپ، در حالی که ۸۳ سال دارد این روزها سرگرم پرورش گلهای ارکیده است و به نظر نمیرسد مرد خطرناکی باشد. با این حال نظراتش برای دیکتاتورها «مرگآور» است.
به نوشته نیویورکتایمز آمریکاییها کمتر با نام شارپ آشنا هستند. کتاب ۹۳ صفحهای او با عنوان «از دیکتاتوری به دموکراسی» که به ۲۴ زبان ترجمه شده، انقلاب بدون خشونت را تجویز میکند که به سرنگونی حکومتهای مستبد میانجامد. گفته میشود اثر او الهامبخش تحولات اساسی در برمه، بوسنی، استونی، زیمباوه، تونس و مصر بوده است.
احمد ماهر، استراتژیست به نیویورکتایمز گفت: «وقتی ششم آوریل ۲۰۰۵ «جنبش جوانان» مصر در حال بازسازی خود بود، رهبرانش تغییر حکومت را «نظریه غیرممکن» میدانستند اما پیشتر نسخه عملیاتی جین شارپ در صربستان امتحان خود را پس داده بود.»
نسخه شارپ ۱۹۸ روش و تاکتیک مختلف را در برمیگیرد که در همگی آنها از خشونت پرهیز شده است؛ اعتصاب غذای خشک، حضور در تظاهرات به صورت برهنه و افشا کردن نام ماموران مخفی نظامهای استبدادی گوشهای از روشهای پیشنهادی شارپ است. چندین سال قبل این دستورالعمل در کارگاهی آموزشی در مصر توزیع شده بود.
دلیله زیاد، یک وبلاگنویس و فعال سیاسی است که در آن کارگاه آموزشی شرکت داشته است. به گفته او بسیاری از حاضران در آن کارگاه در اتفاقات تونس و مصر حضور داشتند. این فعال سیاسی معتقد است عبارت «حمله به نقاط ضعف دیکتاتورها» که جین شارپ روی آن تاکید داشته تمامیتخواهان را زمینگیر کرده است.
جین شارپ این روزها یک متفکر است تا فعال سیاسی. هر چند پیشتر به عنوان یک عملگرا در میدانهای مختلف حضور داشته است.
در سال ۲۰۰۸ ایران در انیمیشی، جین شارپ را به همراه سناتور جان مککین و یک سرمایهگذار مشهور دموکرات به نام جورج ساروس نشان داد و مدعی شد، وی مامور سازمان سیا و عامل نفوذ به شبکههای اطلاعاتی ایران است. استفان زونس، یکی از محققان دانشگاه سانفرانسیسکو گفت: «دغدغه شارپ گذار از دیکتاتوری به دموکراسی است آن هم بدون خشونت. شایعهپردازی درباره او که این روزها بیشتر نظریهپرداز است همیشه بوده است.»
به هر حال باید دید نسخهای که جین شارپ تجویز کرده برای سایر کشورهای جهان و از جمله ایران نیز کارایی دارد یا نه؟
منبع: خودنویس
هسته های مقاومت تشکیل دهید
برای این نیروهای مجهز و مسلح و بظاهر قدرتمند، سختترین کار حمله به هدفی است که نامعلوم باشد. توانایی آنها برای حمله به چنین هدفی صفر است. هدف نامعلوم همان هستههای مقاومت هستند.
در انقلاب 57 نیز در هر تظاهراتی وقتی که گارد حمله میکرد همه فرار میکردند. اما آنچه گارد را از پا درآورد فعالیت گسترده و فراگیر هستههای مقاومت بود. هستههای مقاومت سبب شدند که هزینه سرکوب مردم برای رژیم بسیار زیاد شده و همچنین باعث پراکندگی شدید نیروهای سرکوب و خسته شدن آنها گردیدند. هستههای مقاوت سلسله اعصاب حکومت را هدف قرار داده و آنچنان فشاری به آنها وارد آوردند که تظاهرات و اجتماعات آرام مردمی را بناچار تحمل نموده و همین سبب گسترش و تداوم انقلاب گردید. پس از مدتی نیروهای گارد حتی از تظاهرات بسیار آرام و معمولی هم فاصله خود را حفظ نموده و کمتر به توده مردم نزدیک شده و یا اقدام به سرکوب میکردند. آنها از هستههای مقاومت وحشت داشتند و میترسیدند که افراد مقاومت در درون صفوف تظاهرکنندگان نیز باشند و بیکباره به آنها حمله کنند.
عملیات هستههای مقاومت در سراسر ایران از سال 56 شروع و در سال 57 به اوج خود رسید. حتی حکومت نظامی و قانون منع رفتوآمد شبانه نیز نتوانست مانع از حملات هستههای مقاومت شود. هستههای مقاومت از گروههای 2 تا 5 نفرهای تشکیل میشد که سالها یکدیگر را میشناختند و کاملاً بیکدیگر اطمینان داشتند. برای انجام عملیات مقاومت 2 نفر کافی بود ولی به هر حال به هیچ وجه تعداد آنها از 5 نفر بیشتر نمی شد زیرا احتمال لو رفتن و گیر افتادن افراد بیشتر میشد. هستههای 3 و 4 نفره خیلی رایج بود و تعدادی نیز در هستههای 2 یا 5 نفره فعالیت میکردند. این هستهها هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته و اساساً لزومی به اینکار نبود، هدف کاملاً مشخص بود، انهدام سلسله اعصاب حکومت و مختل نمودن سیستم اقتصادی آن. برقراری ارتباط بین هستهها خطرناک، بیمورد و زائد بود، هر هسته سعی میکرد تا حد امکان مخفی مانده و شناسائی نشود. هستههایی که تلاش میکردند با برقراری ارتباط با دیگر هستهها، گروه بزرگتری تشکیل داده و عملیات بزرگتری را انجام دهند خود را بیشتر در خطر میانداختند. لزومی به کارهای بزرگ و قهرمانبازی نبود، عملیاتهای کوچک و پراکنده هزاران هسته مقاومت، هنگامی که در کنار هم قرار میگرفت مقیاسی وسیع و خردکننده مییافت. هسته های مقاومت هرگز جایگزین موج تظاهرات مردمی که سرنوشت انقلاب را تعیین میکرد نبودند بلکه درکنار و جزئی از آن بودند. توجه این هسته ها فقط به مردم و جریان مردمی انقلاب بود و هیچگاه تسلیم نظریات مبارزات مسلحانه و پیروی از گروههایی نظیر مجاهدین خلق و چریکهای فدائی نشدند و رمز موفقیت آنها نیز این بود که بجای خزیدن در خانه های تیمی و تئوری پردازی و تحلیل سیاسی و ترورهای کور و بی نتیجه، در متن مردم ماندند. شاید بهمین دلیل مردمی بودن این هسته ها بود که بعد از انقلاب اثری از آنها نماند و مطالبه و ادعایی مطرح نکردند، آنها متعلق به هیچ گروه و حزب و تشکیلاتی نبودند، آنها از جنس مردم بودند.
ابتدای کار از تظاهراتها شروع شد، گارد حمله میکرد و درد باتوم و اندوه اینکه چرا جمعیت زود فرار میکنند حالتی از یأس و ناامیدی پدید آورد، این فکر که رژیم زورمند و بیرحم است و نهضت بجائی نخواهد رسید بجان همه افتاده بود. جو وحشت عظیمی همه را فرا گرفته و ترس وجود همه را پر کرده بود. تعداد تظاهرکنندگان بشدت کاهش یافته و برای گارد سرکوب کردنشان راحتتر شده بود، جیره باتوم هر فرد چند برابر شده بود. در کنار جو رعب و وحشت سرکوب نظامی، اقدامات وسیع امنیتی نیز در جریان بود و هر روز تعداد بیشتری دستگیر میشدند. کمکم دیگر هوا آنقدر سنگین شده بود که نفس کشیدن دشوار و همه دچار خفقان شده بودند.
از طرفی رهبران انقلاب تاکید بر راهپیمائی مسالمتآمیز و پرهیز از خشونت داشتند، این موضعگیری آنها طبیعی بود زیرا آنها یک جریان سیاسی را رهبری میکردند و بجز این نمیتوانستند بگویند، در غیر این صورت و در صورت دعوت به خشونت، حمایت مردمی و حمایت بینالمللی را از دست میدادند.
جوانان به این نتیجه رسیدند که بیسروصدا و آرام و بدون جاروجنجال هستههای مقاومت تشکیل دهند، دو نفره، سه یا چهار نفره و حداکثر پنج نفره. تنها سلاح قابل دسترس و فوقالعاده موثر کوکتل مولوتف بود. بچهها تأثیر شگرف آنرا در جریان مبارزه مردم فنلاند در سال 1939 بر علیه ارتش سرخ اشغالگر خوانده بودند ولی حتی کسی روش ساخت آنرا نمیدانست. روشن بود که مردم فاقد سلاح فنلاند بر علیه ارتش اشغالگر شوروی که با تمام تجهیزات و تانک و توپ کشورشان را اشغال کرده بود فقط با اتکا به کوکتل مولوتف آنچنان خسارات سنگینی بر اشغالگران وارد نمودند که آنها را سرانجام وادار به عقبنشینی کردند.
آنموقع در سال 57 تلفن موبایل و اینترنت وجود نداشت و بسیار دشوار بود که فرمول این کوکتل جادویی که ارتش سرخ را شکست داده بود بتوان پیدا کرد. بالاخره تلاشها بثمر رسید و بعضی هستهها به فرمول دسترسی یافتند و بتدریج همه هستههای مقاومت یاد گرفتند که با ترکیب بنزین و روغن موتور در بطری شیشهای و استفاده از یک تکه پارچه بعنوان فتیله میتوانند کوکتل مولوتف را بسازند.
دلیل موفقیت کوکتل، سادگی و قدرت آن بود. فنلاندیها سر شیشه را خالی میگذاشتند، فتیله پارچهای داخل مواد قرار میدادند، و در آنرا با چوب پنبه یا چسب نواری میبستند، تا محتویات آن بیرون نریزد.
فتیله که آتش میگرفت، چون سر بطری بسته بود به مواد نمیرسید، اما بعد از پرتاب بطری و شکسته شدن شیشه، فتیله مشتعل مواد پراکنده شده را آتش میزد. فنلاندیها به زودی دانستند که با اضافه کردن شکر، مایع ظرفشویی، یونولیت یا حتی سفیده تخممرغ میشد به کوکتل خواص دود زائی، دیر سوزی یا کم پخشی داد. در انقلاب 57 بیشترین کوکتلها با فرمول بنزین و روغن موتور یا بنزین و صابون رنده شده ساخته و مورد استفاده قرار گرفتند. بعضی افراد نیز آنقدر یونولیت داخل شیشه محتوی بنزین می ریختند تا یک مخلوط ژله ای خاکستری رنگ تشکیل شود و برخی دیگر هم بجای یونولیت، قیر یا پارافین یا روغن گریس استفاده می کردند.
بانکها، پمپبنزینها، ادارات دولتی و خودروهای دولتی اهداف اولیه هستههای مقاومت بودند. رژیم بتدریج مجبور شد نیروهای گارد را در سطح شهر پراکنده نماید و برای هر بانک و پمپبنزینی و اداره و ساختمانی، نگهبان بگمارد. خود این نیروهای پراکنده و قلیل در مراحل بعدی هدف قرار گرفتند. گارد مجبور بود شبانهروز در شهر حضور داشته باشد و بتدریج آثار خستگی و عصبیت در آنها آشکار و کنترل اعصابشان را از دست دادند. تحت شرایط سخت پدیدآمده تمرد و نافرمانی و فرار از خدمت در نیروهای نظامی گسترش یافت.
هستههای مقاومت در برخی از تطاهرات نیز حاضر و بهنگام حمله گارد از آنها با کوکتیل پذیرایی میکردند و پس از مدتی و در پی تلفاتی که گارد متحمل شد دیگر بسادگی حاضر نبودند بسمت تظاهرکنندگان یورش کنند،...
۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه
در باب لائیسیته، بمعنای عدم تابعیت دولت از بنیاد دینی
از ﺁنجا که شرکت کنندگان محترم در بحث، می دانند رابطه کلیسا و دولت چگونه تحول کرده است تا در فرانسه به تصویب قانون انجامیده و قانون چسان به عمل درﺁمده است. در دو قلمرو، تاریخ تحول رابطه کلیسا با دولت و نیز تجربه فرانسه، به ترتیب با دادن فهرستی از امور واقع و موضعگیری ها بسنده می کنم . این کار را به ترتیبی انجام می دهم که امرهای واقع، تحول تعریف ها و تفسیرها از لائیسیته را گزارش کنند . در قسمت سوم، طرح خود در باره تنظیم رابطه دین و نیز مرام و بنیادهای دینی و سازمانهای مرام محور را با دولت، با شما در میان می گذارم :
تحول رابطه کلیسا با دولت در غرب :لائیسیته، بمعنای عدم تابعیت دولت از بنیاد دینی، در جریان یک تحول تاریخی، نظر گشته و به عمل در ﺁمده است :
● نخست کلیسا بود که می خواست از دولت استقلال بجوید : « امور سزار را به سزار و ﺁنچه را به خداوند راجع است به خداوند واگذارید » ( انجیل ماتیو سوره ۲۲ ﺁیه ۲۱ ) .
و سزار بود که زیر بار نمی رفت و نمی پذیرفت قلمرو اقتدارش به امور دنیوی محدود شود . نمی پذیرفت که در قلمرو معنویت، صلاحیت مداخله ندارد .
● نوبت امپراطوری به کنستانتین رسید و او به مسیحی ها ﺁزادی داد .( ۳۱۳ میلادی ) ( ۱ )
● مسیحیت رواج می گرفت و کلیسا توان روز افزون می یافت و امپراطوری روم رو به زوال می گذاشت . در ۳۸۰ ، تئودوز، ( Théodose ) مسیحیت را تنها دین دولت اعلان کرد . دیرتر شارلمانی کوشید کلیسا را تحت ﺁمریت خویش ﺁورد . اما امپراطوری رو به زوال بود و کلیسا تنها قدرت وعامل انسجام قلمرو امپراطوری می شد . از این رو قلمرو دنیا را نیز در حوزه صلاحیت خویش قرار داد : "خداوند سلطنت ﺁسمانها را به مسیح داد و چون ﺁن که مالکیت بر ﺁسمانها را دارد، مالکیت زمین را نیز دارد، پس بر جهانیان ولایت مطلقه دارد" ( ۲ )
● به تدریج که دولتهای ملی شکل می گرفتند، نزاع میان دولت و کلیسا اجتناب ناپذیر می شد و گاه بسیار سخت می گشت . نزاع ها میان امپراطور ژرمنی و جانشینان او با پاپ و دستگاه او، نزاع ها میان پادشاهان فرانسه با پاپ و نزاع ها میان پادشاهان انگلیس با دستگاه پاپ که به جدائی کلیسای انگلستان از کلیسای کاتولیک انجامید .
● از قرن چهاردهم بدین سو، کوششهای فکری و سیاسی جهت مستقل کردن دولت از سیطره کلیسا روز افزون شدند ( ۳ )
● به تدریج که دولت های ملی شکل می گرفتند، دامنه اقتدار خویش را بسط می دادند . در فرانسه، حقوق دانان شاه، بنای نظریه حاکمیت شاه را بر کلیسا ریختند . بدین سان که از قرن ۱۴ شروع کردند به زمزمه کردن « ﺁزادیهای کلیسای گالیکان » باید استقرار یابند . در قرن ۱۶، « حقوق دانان شاه » مولن Moulin و گی کوکی Gay Coquille منشور گالیکانیسم ( استقلال کلیسای فرانسه از ولایت پاپ ) را تدوین کردند . در ۱۶۳۱، پیر و ژاک دوپوئی Dupuy بیانیه حقوق و ﺁزادیهای کلیسای گالیکان را تحریر کردند ( ۴ ) این بیانیه کلیسا را تابع شاه می گرداند :
۱- قدرت دنیائی، از قدرت دینی مشخص و از ﺁن مستقل است .
۲- در قلمرو شاه، پاپ نمی تواند برای کلیسای گالیکان، قانون و مقررات وضع کند مگر با جلب موافقت شاه .
۳- هیچ تصمیم پاپ در فرانسه قابل اجرا نیست مگر این که به صحه شاه رسیده باشد .
۴- فرستاده های پاپ، بدون اجازه شاه، وارد قلمرو او نمی شوند .
۵- اجازه شاه برای اخذ مالیات از دارائیهای کلیسا توسط پاپ ضرور است .
۶- شاه بر کلیسا ﺁمریتی دارد که اگرنه از نظر حقوقی، در عمل، او را رئیس کلیسا می گرداند .
۷- مجلس خبرگان در فرانسه، بدون فرمان شاه تشکیل نمی شود . خود او نیز می تواند این مجلس را فرابخواند .
از ﺁن پس، دولت در امور دینی مداخله روز مره می کرد .
● در سلطنت لوئی چهاردهم، مجلس روحانیان در سال ۱۶۸۲، بیانیه ای را در ۴ اصل تصویب کرد . این بیانیه را بسوئه نوشته بود و قانون دولتی گشت . بنا بر ﺁن،
۱- مصوبات مجلس خبرگان فرانسه مقدم بر فرامین پاپ است .
۲- پاپ باید قواعد عرف و مصوبات کلیسای گالیکان را محترم بشمارد .
۳- برای این که فتاوی پاپ در امور دین اعتبار بدون خدشه پیدا کند، باید به تصویب تمامی کلیساها برسد .
۴- شاه در امور دنیوی، از پاپ و دستگاه او مستقل است .
پاپ این مصوبات را یکسره بی اعتبار و خالی از ارزش خواند . اما لوئی ۱۴ جز در پاره ای از موارد، تسلیم پاپ نشد و سیاست مستقل کردن کلیسای فرانسه از پاپ و تحت امر دولت درﺁوردن ﺁن ادامه یافت ( ۵)
تمایلهائی که فکر لائیسیته را به عمل نزدیک کردند و نقش انقلاب کبیر فرانسه :
● بنا بر کتاب « تاریخ فکر لائیک در فرانسه »، چهار جریان روشنفکری اصلی در پیشرفت فکر لائیسیته شرکت داشته اند : ۱ – کاتولیکهای وارث سنت گالیکان دوران سلطنت و جمهوریخواهان کاتولیک با گرایش ضد روحانی و ۲ – پرتستانهای لیبرال که بانی مدرسه لائیک و طرفدار استقلال دولتها و ملتها از هر ارتودکسی تحمیلی بودند . و ۳ - خداباورانی که به پیامبری و دین باورنداشتند و مخالف قدرت کلیسای کاتولیک و یا موافق مسیحیت ( مثل ویکتور کوزن Victor Cousin ) بودند . و ۴ - ﺁزاد اندیشان و بی باوران به خدا و پوزیتویستها مثل امیل لیتره Emile Littré . این چهار گروه در مخالفت با روحانیت سیاسی اشتراک نظر داشتند و به یک اخلاق طبیعی نیز باور داشتند که همه انسانها بدان دسترسی دارند . این اخلاق بر احترام به انسان و به دانش و عشق به انسانیت بنا می شد . ژرژ وی Veille ، صاحب کتاب، این را « ﺁئین واقعی لائیک » می خواند .
● انقلاب کبیر فرانسه، پیش از ﺁنکه بی مذهب باشد، جانبدار جدا کردن کلیسای فرانسه از دستگاه پاپ بود . ( ۶ ).....
۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه
پوستر 25 بهمن : در خیابان ها خواهیم ماند

25 بهمن در خیابان ها خواهیم ماند
هدف مردم مصر مشخص بود : سقط الطاغية مبارك
مردم استقامت کردند و به همه آنهاییکه به خیابان در می آیند گفتند اولا خیابان متعلق به مردم است، دوما وقتی بیرون آمدی نباید بگذاری تو را به زور به خانه برگردانند، اگر به خانه برگشتی دیگر از فردایش داغ، درفش، زندان، شکنجه و اعدام در انتظارت خواهد بود.
پس رها نکردند، چون رها نکردند پیروز شدند.
فیلتر شدن بلاگر در آستانه ی بیست و پنجم بهمن
۲۰ دلیل بر بطلان ولایت فقیه از ابوالحسن بنی صدر

۱ - بنا بر نص قرآن، هرکس خود خویشتن را رهبری می کند. این اصل بیانگر دو حق، یکی حق استقلال و دیگری حق آزادی است. هر انسانی می باید مستقل باشد در گرفتن تصمیم و آزاد باشد در گزینش نوع تصمیم. هر جامعه ای نیز از این دو حق برخوردار است. بنا بر این،
۲- اصل اینست که کسی بر دیگری ولایت نداشته باشد. نزدیک تر از همه به این اصل، بنا بر قرآن، ولایت بر یکدیگر است. چون حق تصمیم قابل انتقال به غیر نیست، ولایت بر یکدیگر می باید بر اساس انتقال ناپذیری حق تصمیم، سازمان و سامان بجوید.
۳ – هرگاه به آیه ای معنائی داده شود که آن را در تناقض با آیه های دیگر قراردهد، آن معنی دروغ است.لذا ولایت فقیه و ولایت مطلقه، در قرآن نیست. در قرآن، تنها یک آیه رهنمود می دهد که افراد دین بیاموزند و به دیگران نیز بیاموزند. هرگاه بنا بر ولایت فقیه بود، آیه می باید این می شد که فقه بیاموزند و بر دیگران ولایت کنند. افزون بر این، با فراوان آیه های قرآن (هرکس خود خویشتن را هدایت می کند و پیامبر (ص) ولی و وصی و قیم و وکیل و پدر و... مردم نیست و زنان و مردان مؤمن ولی یکدیگرند و... ) تناقض پیدا می کند. حتی با آیه اطیعواالله و ... نیز در تناقض است. چرا که بنا بر این آیه، مرحله نخست، یعنی مرحله ای که امری موضوع تصمیم شده است (امرشان موضوع شور میان آنها است به مرحله تصمیم راجع است)، می باید طی شده باشد و درمرحله دوم که مرحله اجرا است، امر موضوع اجرا می باید وجود پیدا کرده باشد تا که مسلمانان از خدا و رسول و ولی امرهای منتخب خود اطاعت کنند. پیش از تصمیم، امر قابل اجرائی وجود ندارد تا موضوع آیه اطیعو... بگردد. پس ولایتی که یک تن را جانشین یک جمع در تصمیم می کند، ناقض این آیه است.
۴ – رابطه انسان با خدا، رابطه محدود با نامحدود، بنا بر این، رها از قدرت (= زور) است. رابطه انسان با «ولی فقیه»، رابطه محدود با محدود بر میزان قدرت است. هرگاه انسان ملتزم به اطاعت از احکام حکومتی «ولی فقیه» گردند (ادعای اخیر آقای خامنه ای که ناقض قانون اساسی ولایت مطلقه فقیه کنونی نیز هست)، خداوند و دین بی محل و انسانها تابع جبر احکام حکومتی می گردند. آقای منتظری ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک دانسته است. در واقع ولایت مطلقه فقیه ، انکار خدا و دین است. زیرا:
۵ – رابطه انسان با خداوند، بیانگر توحید است. اما رابطه با «ولی فقیه»، بیانگر ثنویت تک محوری است. «ولی فقیه» محور فعال مایشاء و انسان محور فعل پذیر است. او مطاع و انسان مطیع است. اما دو اصل توحید و ثنویت تک محوری ضد یکدیگرند: وقتی ولایت با جمهور مردم است و همه در اداره امور خویش شرکت می کنند، نیاز به قدرت (= زور) پیدا نمی شود. بتدریج که از میزان شرکت جمهور مردم در ولایت برخویش کاسته و بر ولایت دولت بر مردم افزوده می شود، نیاز به قدرت افزایش پیدا می کند. وقتی ولایت مطلقه، سلطه یکی بر همه است، این ولایت قدرت است که فراگیر می شود. این واقعیت را پیش از تجربه، گفته ام و اینک که ۳۰ سال از تجربه می گذرد، ایرانیان وقتی به آن پی می برند که بهای بس سنگینی بابت تن دادن بدان پرداخته اند. آن روز گفته ام که تعریف زور یعنی اعمال زور یکی در برابر همه و مدعی بسط ید بر همه است. وقتی آقای خمینی گفت: اگر ملت موافقت کند من مخالفت می کنم، نماد زور، یکی در برابر همه شد. هرگاه آن روز مردم تن به این فرعونیت نداده بودند، بجای ۳۰ سال مرگ و ویرانی و فساد، ۳۰ سال رشد در استقلال و آزادی کرده بودند.
۶ – قرآن روش عمل به حق است. از خاصه های حق یکی اینست که همگان داشته باشند و همگان بتوانند بکار برند. پس آن «ولایت» که یکی بتواند بکار برد و دیگران نتوانند بکار برند، حق نیست. مهم تر این که....


